+ نوشته شده در پنجشنبه
1389/10/09ساعت 20:43  توسط يونس نصرتي
|
سلام دوستای گلم بعد از یه مدت برگشتم نه که نبودم بودم ولی دل ودماغ نت رو نداشتم ممنون از همه شما خوبان که بهم سر زدید
عاشق بهترين ها نباش!
بهترين باش تا بهترين ها عاشقت باشند
+ نوشته شده در شنبه
1389/06/27ساعت 14:24  توسط يونس نصرتي
|
سلامی دوباره به مناسبت ماه مبارک رمضان ماه نزول قرآن برگشتم
فضايل كلي ماه رمضان
1) ماه نزول قرآن
2) شب قدر و تعيين سرنوشت
3) نزول ملائكه و روح
4-ميهماني و ضياف
آداب حضور در ضيافت الهيت الهي
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1389/05/22ساعت 5:48  توسط يونس نصرتي
|
سلام دوستای عزیز امروز ۲بار آپ کردم ونمی دونم چه مشکلی بود که نوشته هام خود به خود حذف شدند حیف شد احادیث زیبایی بود ولی بجای این احادیث می خوام از فهرست خطبه هاوحکمت های نهج البلاغه نوشته بزارم امیدوارم توانسته باشم نظر شما دوستان رو در این مورد بدونم به خاطر بار سنگین این کتاب هر سه روز یک مبحث رو برای شما دوستای عزیز تر از جانم در این کلبه حقیرانه خود می نویسم تقدیم به امام اول شیعیان یل قدرت،امام رحمان،خلیفه مسلمین وتمام خانواده پاک ومظلومش وآخرین پسر پاکش امام عصر مهدی(ع)موعود به امید عنایت حیدر کرار امیرالمومنین علی ابن ابی طالب (ع)
امیدوارم دوستای عزیز برای ۵ دقیقه هم که شده از وقت خود برای کسی که شیعه او هستیم وقت داشته باشند در این پست نظراتتون برام خیلی مهمه
خطبه : 1
|
مِنْ خُطْبَهِ لَهُ عَلَيْهِالسَّلامُ يَذْكُرُ فِيهَا اءبْتِداءَ خَلْقِ اءلسَّماءِ وَ الاَرْضِ وَ خَلْقِ آدَمَ:
|
ترجمه :
|
خطبه اى از آن حضرت (ع ) در اين خطبه ، سخن از آغاز آفرينش آسمان و زمين و آفرينش آدم (ع )است :
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1389/03/07ساعت 12:6  توسط يونس نصرتي
|
سلام"سلام بر دوستان خوب وعزیزتر ازجانم امیدوارم که حالتون خوب باشه وشاد وخرم باشین بله یه مدت نبودم ووقتی که برگشتم دیدم دوستان زیادی بهم سر زدن وبه منه حقیر لطف داشتن می خواستم اسم همه این دوستان رو اینجا بنویسم که چون زیاد بودن برام مقدور نشد ولی امیدوارم بتونم جبران کنم امروز هم بعد از یه مدت آپ کردم باز هم با احادیثی از اهل بیت (ع)قابل توجه دختر خانومها آقا پسرها وپدر ومادرهای عزیز امیدوارم مورد استفاده یکایک شما دوستان عزیز قرار بگیرن ودر آخر ایام سوگواری وشهادت مادر بزرگوار و والامقاممون بی بی دو عالم خانوم فاطمه مرضیه حضرت زهرای راضیه(ع)رو به شما وتمامی مسلمین جهان تسلیت عرض می نمایم

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1389/02/24ساعت 10:31  توسط يونس نصرتي
|
خانواده
حدیث (1) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
حدیث (2) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
حدیث (3) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
حدیث (4) امام صادق عليه السلام :
حدیث (5) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
و... |
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1389/01/13ساعت 8:27  توسط يونس نصرتي
|
سلام دوستای عزیز ومهربونم عید باستانی نوروز رو به تک تک دوستای گلم وخانواده هایشان تبریک عرض می نمایم وامیدوارم سال پر بار وپر برکتی داشته باشین آپ جدیدم رو با افتخار در مورد دروغ با مشورت از یکی از دوستای با محبت وگلم در مورد دروغ گذاشتم که امیدوارم سال جدید رو با عبرت از این احادیث گهر بار از معصومین شروع کنیم آمین
دروغ
حدیث (1) پيامبر صلى الله عليه و آله :
حدیث (2) امام على عليه السلام :
حدیث (3) امام على عليه السلام:
و....ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1388/12/28ساعت 6:23  توسط يونس نصرتي
|
حدیث (1) لقمان حكيم عليه السلام :
حدیث (2) امام على عليه السلام :
حدیث (3) پيامبر صلى الله عليه و آله :
حدیث (4) لقمان حكيم رحمه الله :
حدیث (5) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
......و
حدیث (24) امام على عليه السلام :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1388/12/14ساعت 8:47  توسط يونس نصرتي
|
قلب
حدیث (1) امام على عليهال
حدیث (2) پيامبر صلىاللهعليهوآله :
حدیث (3) امام على عليهالسلا
حدیث (4) پيامبر صلىلله عليه و آله :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1388/12/07ساعت 9:49  توسط يونس نصرتي
|
|
شهادت جانگداز امام حسن عسكرى(ع)
و
آخرین وصیت
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1388/11/30ساعت 8:43  توسط يونس نصرتي
|
+ نوشته شده در جمعه
1388/11/09ساعت 1:12  توسط يونس نصرتي
|
|
|
| زندگينامه امام اول اميرالمومنين حضرت علي (ع) |
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه
1388/11/05ساعت 12:19  توسط يونس نصرتي
|
+ نوشته شده در شنبه
1388/10/12ساعت 23:0  توسط يونس نصرتي
|
امام حسین (ع) می فرمایید: هر کس خدا را بپرستد و خق بندگی او را بجای آورد , خداوند به او بیش از آنچه می خواهد می رساند .
+ نوشته شده در دوشنبه
1388/10/07ساعت 23:10  توسط يونس نصرتي
|
گرچه نیستم از یاورانت،ویا در زمره دیوانگانت،همین بس افتخار من درعالم،که بوسم خاک پای عاشقانت،یاحسین
+ نوشته شده در شنبه
1388/10/05ساعت 19:6  توسط يونس نصرتي
|
حضرت علی اکبر علیه السلام
حضرت علي اكبر (ع) فرزند ابي عبدالله الحسين(ع) بنا به روايتي در يازدهم شعبان،(1)سال43 قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود.
پدر گرامي اش امام حسين بن علي بن ابي طالب (ع) و مادر محترمه اش ليلي بنت ابي مرّه بن عروه بن مسعود ثقفي است.(2)
او از طايفه خوش نام و شريف بني هاشم بود . و به بزرگاني چون پيامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امير مؤمنان علي بن ابي طالب(ع) و امام حسين (ع) نسبت دارد . ابوالفرج اصفهاني از مغيره روايت كرد: روزي معاويه بن ابي سفيان به اطرافيان و هم نشينان خود گفت: به نظر شما سزاوارترين و شايسته ترين فرد امت به امر خلافت كيست؟ اطرافيان گفتند: جز تو كسي را سزاوارتر به امر خلافت نمي شناسيم! معاويه گفت: اين چنين نيست. بلكه سزاوارترين فرد براي خلافت، علي بن الحسين(ع)است كه جدّش رسول خدا(ص) مي باشد و در وي شجاعت و دليري بني هاشم، سخاوت بني اميه و فخر و فخامت ثفيف تبلور يافته است. (3)
نقل است روزي علي اكبر(ع) به نزد والي مدينه رفته و از طرف پدر بزرگوارشان پيغامي را خطاب به او ميبرد، در آخر والي مدينه از علي اكبرسئوال كرد نام تو چيست؟ فرمود: علي سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علي آن شخص عصباني شد، و چند بار گفت: علي، علي، علي، « ما يُريدُ اَبُوك؟ » پدرت چه مي خواهد، همه اش نام فرزندان را علي مي گذارد، اين پيغام را علي اكبر(ع) نزد اباعبدالله الحسين (ع) برد، ايشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به من عنايت كند نام همه ي آنها را علي مي گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نمايد نام همه ي آنها را نيز فاطمه مي گذارم.
درباره شخصيت علي اكبر(ع) گفته شد، كه وي جواني خوش چهره، زيبا، خوش زبان و دلير بود و از جهت سيرت و خلق و خوي و صباحت رخسار، شبيه ترين مردم به پيامبر اكرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگي را از جدش علي ابن ابي طالب (ع) به ارث برده و جامع كمالات، محامد و محاسن بود. (4)
در روايتي به نقل از شيخ جعفر شوشتري در كتاب خصائص الحسينيه آمده است: اباعبدالله الحسين هنگامي كه علي اكبر را به ميدان مي فرستاد، به لشگر خطاب كرد و فرمود:« يا قوم، هولاءِ قد برز عليهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله....... اي قوم، شما شاهد باشيد، پسري را به ميدان مي فرستم، كه شبيه ترين مردم از نظر خلق و خوي و منطق به رسول الله (ص) است بدانيد هر زمان ما دلمان براي رسول الله(ص) تنگ مي شد نگاه به وجه اين پسر مي كرديم.
بنا به نقل ابوالفرج اصفهاني، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومين خليفه راشدين) ديده به جهان گشود.(5) اين قول مبتني بر اين است كه وي به هنگام شهادت بيست و پنج ساله بود. در برخي روايات هم سن ايشان را 28 ساله ذكر كرده اند، وي در مكتب جدش امام علي بن ابي طالب (ع) و در دامن مهرانگيز پدرش امام حسين(ع) در مدينه و كوفه تربيت و رشد و كمال يافت.
امام حسين (ع) در تربيت وي و آموزش قرآن ومعارف اسلامي و اطلاعات سياسي و اجتماعي به آن جناب تلاش بليغي به عمل آورد و از وي يك انسان كامل و نمونه ساخت و شگفتي همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگيخت.
به هر روي علي اكبر(ع) در ماجراي عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در كنار پدرش امام حسين(ع)بود و با دشمنانش به سختي مبارزه مي كرد. شيخ جعفر شوشتري در خصائص نقل مي كند: هنگامي كه اباعبد الله الحسين عليه السلام در كاروان خود حركت به سمت كربلا مي كرد، حالتي به حضرت(ع) دست داد بنام نوميه و در آن حالت مكاشفه اي براي حضرت(ع) رخ داد، از آن حالت كه خارج شد استرجاع كرد: و فرمود: «انا لله و انا اليه راجعون » علي اكبر(ع) در كنار پدر بود، و مي دانست امام بيهوده كلامي را به زبان نمي راند، سئوال نمود، پدرجان چرا استرجاع فرمودي؟: حضرت بلادرنگ فرمود: الان ديدم اين كاروان مي رود به سمت قتلگاه و مرگ درانتظار ماست، علي اكبر(ع) سئوال نمود: پدر جان مگر ما بر حق نيستيم؟ حضرت فرمود: آري ما بر حق هستيم. علي اكبر (ع) عرضه داشت: پس از مرگ باكي نداريم،
گفتني است، با اين كه حضرت علي اكبر(ع) به سه طايفه معروف عرب پيوند و خويشاوندي داشته است، با اين حال در روز عاشورا و به هنگام نبرد با سپاهيان يزيد، هيچ اشاره اي به انتسابش به بني اميه و ثفيف نكرد، بلكه هاشمي بدون و انتساب به اهل بيت(ع) را افتخار خويش دانست و در رجزي چنين سرود:
أنا عَلي بن الحسين بن عَلي نحن بيت الله آولي يا لنبيّ
أضربكَم با لسّيف حتّي يَنثني ضَربَ غُلامٍ هاشميّ عَلَويّ
وَ لا يَزالُ الْيَومَ اَحْمي عَن أبي تَاللهِ لا يَحكُمُ فينا ابنُ الدّعي
وي نخستین شهيد بني هاشم در روز عاشورا بود و در زيارت شهداي معروفه نيز آمده است:السَّلامُ عليكَ يا اوّل قتيل مِن نَسل خَيْر سليل. (7)
علي اكبر(ع) درنبرد روز عاشورا دويست تن از سپاه عمر سعد را در دو مرحله به هلاكت رسانيد و سرانجاممرّه بن منقذ عبدي بر فرق مباركش ضربتي زد و او را به شدت زخمي نمود. آن گاه ساير دشمنان، جرأت و جسارت پيدا كرده و به آن حضرت هجوم آوردند و وي را آماج تيغ شمشير و نوك نيزه ها نمودند و مظلومانه به شهادتش رسانيدند.
امام حسين(ع) در شهادتش بسيار اندوهناك و متأثر گرديد و در فراقش فراوان گريست و هنگامي كه سر خونين اش را در بغل گرفت، فرمود:ولدي علي عَلَي الدّنيا بعدك العفا.(8)
(فرز ندم علي ،ديگر بعد از تو اف بر اين دنيا)
در مورد سنّ شريف وي به هنگام شهادت، اختلاف است. برخي مي گويند هجده ساله، برخي مي گويند نوزده ساله و عده اي هم مي گويند بيست و پنج ساله بود.(9)
اما از اين كه وي از امام زين العابدين(ع)، فرزند ديگر امام حسين(ع) بزرگتر يا كوچك تر بود، اتفاقي ميان مورخان و سيره نگاران نيست. روايتي از امام زين العابدين(ع) نقل شده كه دلالت دارد بر اين كه وي از جهت سن كوچك تر از علي اكبر(ع) بود. آن حضرت فرمود: كان لي اخ يقال له عليّ اكبر منّي قتله الناس ...(10)مقبره حضرت علي اكبر عليه السلام در كربلاي معلي پايين پاي اباعبدالله الحسين عليه السلام است و در سلام زيارت عاشورا منظور از وعلي علي ابن الحسين آقا علي اكبر عليه السلام مي باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه
1388/10/01ساعت 19:51  توسط يونس نصرتي
|
كربلا ...
|
بر كبودای زمین , هنگامه ی محشر گذشت |
|
آسمان , در هاله ای از خون و خاکستر, گذشت |
|
|
هفت بند استخوان های مرا خشکاند و سوخت |
|
آن جه در اوج عطش , بر چشمه ی کوثر گذشت |
|
|
سرنوشت آسمان و چرخ را وارونه کرد |
|
آن چه در گودال , بر انگشت و انگشتر گذشت |
|
|
در کنار رود تشنه , در میان نخل ها |
|
من نمی دانم چه بر عباس آب آور گذشت |
|
|
ابرهای تشنگی آن قدر باریدن گرفت |
|
تا که در ناوردگاه عشق , خون از سر گذشت |
|
|
ظهر عاشورا , به روی نیزه ها تاگل کند |
|
آفتاب از مشرق خونین خنجر , برگذشت |
|
|
شام غربت بود و نخلستان و صحرا و عطش |
|
ماه , آن شب از کنار آب , تنها تر گذشت | |
+ نوشته شده در دوشنبه
1388/09/30ساعت 23:44  توسط يونس نصرتي
|
آنكس كه توراخداي خود مي داند يا حسين(ع)كفرش نباشد ...عجب
خدايي دارد!
+ نوشته شده در شنبه
1388/09/28ساعت 23:7  توسط يونس نصرتي
|
هيچ كس به هيچ مرحله اي از معنويت نرسد،مگر در حرم اباعبدالله
الحسين(ع)ويادر توسل به آن حضرت غريب ومعصوم.
سلام بر امام حسين(ع)ومحبانش
+ نوشته شده در شنبه
1388/09/28ساعت 22:54  توسط يونس نصرتي
|
تا خدا هست که همیشه هست ...
دل به دست غم و نا امیدی مسپار ...
تا خدا هست و نمرده است و هرگز نمی میرد ...
در هیچ شرایطی خود را بیچاره مشمار ...
ای آن که گشاینده ی هر بند تویی این غزت من بس که خداوند تویی
-------
الهی ...
راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی...
دانه و لانه و بال و پر و پرواز دلی ...
------
از سوز محبت ...
چه خبر اهل هوس را
این آتش عشق است نسوزد همه کس را ...
------
دل بسته ی شما نیستم ای اهل زمین
به خدا معشوقه ی من بالاییست ...
+ نوشته شده در سه شنبه
1388/09/17ساعت 22:53  توسط يونس نصرتي
|
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
+ نوشته شده در سه شنبه
1388/09/17ساعت 22:45  توسط يونس نصرتي
|
علي در عرش رعنا بي نظير است.
علي بر عالم وآدم امير است ؛
عشق نام مولايم نويسم چه عيدي بهتر از عيد غدير است.
+ نوشته شده در یکشنبه
1388/09/15ساعت 6:31  توسط يونس نصرتي
|
عقل بي عاطفه خطرناك است وعاطفه بدون عقل قابل اعتماد نيست.آدم كامل آنست كه هم عقل داردو هم عاطفه.
+ نوشته شده در پنجشنبه
1388/09/12ساعت 2:9  توسط يونس نصرتي
|
خدايا، مارابه آرزوي دراز در مدت عمرمان،ميازماي،كه به سبب آرزوهاي دراز در عمر پيران كهن سال طمع ورزيم...
+ نوشته شده در پنجشنبه
1388/09/12ساعت 2:5  توسط يونس نصرتي
|
اي سليمان از چه مي نازي به جاه وحشمتت صدهزاري چون سليمان ريزه خوار زينب است
+ نوشته شده در پنجشنبه
1388/09/05ساعت 19:43  توسط يونس نصرتي
|
شيطان كه رانده گشت بجز يك خطا نكرد خود رابراي سجده آدم رضانكرد
شيطان هزار مرتبه بهتر زبي نماز او سجده رابر آدم واين بر خدا نكرد
+ نوشته شده در شنبه
1388/08/30ساعت 23:2  توسط يونس نصرتي
|
دل خوش شما نيستم اي اهل زمين به خدا معشوقه ي من بالايي ست
+ نوشته شده در شنبه
1388/08/30ساعت 22:52  توسط يونس نصرتي
|
خدایا!اگر ما بد کنیم تو را بنده ای خوب زیاد است،اما اگه تو نباشی یارمان،مارا خدای دگری نیست
+ نوشته شده در شنبه
1388/08/30ساعت 22:31  توسط يونس نصرتي
|
زندگی قصه ی پیرمردی یخ فروشیست که از
او پرسیدند یخ هایت را چه کار کردی
گفت:
نخریدند
نفروختم
تمام شد
+ نوشته شده در پنجشنبه
1388/08/28ساعت 11:43  توسط يونس نصرتي
|